السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

390

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

دستور داد كه دست و پاي او را با ميخ به زمين كوبيدند و آنقدر در آن حالت باقي ماند تا به شهادت رسيد . روزي آسيه را شكنجه مىكردند كه موسي از كنارش گذشت . او از موسي خواست كه درد و رنجش را كاهش دهد . خداوند به پاس استوارياش درد و رنجش را از ميان برد . آسيه از خداوند خواست كه خانه‌اى در بهشت براى او بنا شود . در اين هنگام پرده‌ها در برابر ديدگانش كنار رفت و منزل خويش را در بهشت ديد و از شادماني لبخند بر لبانش نقش بست . فرعون در كنار آسيه ايستاده بود به مأمورانش گفت : چنان به سختي عذاب گرفتار شده كه ديوانه شده است . گويند : آسيه را زير حرارت آفتاب شكنجه مىكردند ولي هنگامي كه او و مأمورانش مىرفتند فرشتگان ابري را بر بالاي سر آسيه مىگستراندند و او منزلش را در بهشت مىديد . « 1 » در تفسير علي بن ابراهيم آمده است كه تفسير آيه « وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى » « 2 » چنين است : هنگامي كه بني اسرائيل همراه موسي از دريا گذشتند به سرزميني خشك رسيدند . بني اسرائيل از گرما و گرسنگي به موسي شكايت نمودند . خداوند نيز ابري را بر فراز بني اسرائيل قرار داد تا از گرما در امان مانند و براي آنها خوراك آسماني يا ترنجبين در ميان بوته‌ها و درختچه‌ها فرود آورد تا از آن بخورند . هرشامگاه نيز بلدرچيني « 3 » بريان‌شده بر سفره بني اسرائيل مىنهاد . از سويي نيز موسي سنگي را در ميان خيمه‌گاه نهاده بود و با عصايش بر آن مىزد و دوازده چشمه آب براي دوازده طايفه مىجوشيد . بني اسرائيل با همه اين نعمت‌ها باز هم قانع نشدند و به موسي گفتند : « لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ

--> ( 1 ) . عرائس المجالس ص 166 ص 167 . ( 2 ) . سوره بقره / 57 . ( 3 ) . نوعى پرنده .